آیت الکرسی، مربوط به کدام آیه از قرآن است؟

آیه 255 سوره بقره معروف به آیت الکرسی است  اما برخی علاوه بر آیه 255 سوره بقره، آیات 256 و 257 سوره بقره را نیز جزو آیه الکرسی دانسته‌اند؛ اما با توجه به روایات و شواهد، آیة الکرسی تنها آیه 255 بقره است.

 

متن آیت الکرسی:

 

آیه 255 سوره بقره:

 

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ

خداوند، یکتا است که معبودى به جز او نیست، خدائى است زنده و پاینده، چرت نمى زند تا چه رسد به خواب

لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْض

هر چه در آسمانها و زمین هست از آن اوست

مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ

آنکه به نزد او بدون اجازه اش شفاعت کند کیست؟ آنچه پیش رو و پشت سرشان هست مى‌داند

وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء 

و (کسی) به چیزى از دانش وى (الله)، جز به اجازه خود او احاطه ندارند

وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ

قلمرو او آسمانها و زمین را فرا گرفته و نگهداشتن آنها بر او سنگینى نمى کند، که او والا و بزرگ است

————————————————————————-

آیه 256 سوره بقره:

لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ ۚ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست [کسی حق ندارد کسی را از روی اجبار وادار به پذیرفتن دین کند، بلکه هر کسی باید آزادانه با به کارگیری عقل و با تکیه بر مطالعه و تحقیق، دین را بپذیرد]. مسلماً راه هدایت از گمراهی [به وسیله قرآن، پیامبر و امامان معصوم] روشن و آشکار شده است. پس هر که به طاغوت [که شیطان، بت و هر طغیان گری است] کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد، بی تردید به محکم ترین دستگیره که آن را گسستن نیست، چنگ زده است؛ و خدا شنوا و داناست.

 

آیه 257 سوره بقره:

اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿٢٥٧﴾

خدا سرپرست و یار کسانی است که ایمان آورده اند؛ آنان را از تاریکی ها [ی جهل، شرک، فسق وفجور] به سوی نورِ [ایمان، اخلاق حسنه و تقوا] بیرون می برد. و کسانی که کافر شدند، سرپرستان آنان طغیان گرانند که آنان را از نور به سوی تاریکی ها بیرون می برند؛ آنان اهل آتش اند و قطعاً در آنجا جاودانه اند. (257)

———————————————————————————————

دانلود صوت آیت الکرسی توسط قاریان برتر

آیت الکرسی با صدای عبدالباسط

عبدالباسط در یکی از قرائت‌های خود آیات 256 تا 257 سوره بقره را که معروف به ایه الکرسی است، خوانده که بسیار زیبا و دلنشین است.

 

 

آیت الکرسی با صدای فرهمند

محسن فرهمند یکی از قاریانی است که بیشتر وی را با دعای عهدش می‌شناسند. صوت آیه الکرسی توسط استاد فرهمند را می‌توانید از فایل زیر بشنوید.

 

 

تاریخچه نامگذاری آیه 255 سوره بقره به آیت الکرسی:

نامیدن آیه 255 سوره بقره به آیه الکرسى از همان صدر اول اسلام مشهور بوده است. حتى در زمان حیات رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) و حتى در زبان خود آن جناب به این نام بیان مى شد.

همچنانکه این نامگذارى در روایات وارده از آن جناب و از ائمه اهل بیت (علیه السلام ) و از صحابه به چشم مى خورد و این براى اعتنا و احترام زیادى بوده که نسبت به این آیه داشتند.

 

اهمیت آیت الکرسی:

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: آیه الکرسى را از گنجینه‌اى که در زیر عرش است به من داده اند و به هیچ پیغمبرى قبل از من نداده بودند. على (علیه السلام ) سپس اضافه کرد از آن وقت که من این مطلب را از رسول خد ا (صلى الله علیه و آله و سلم ) شنیدم هیچ شبى را به سر نبردم مگر آنکه آن را قرائت کردم.

شیخ طوسى در امالى به سند خود از ابى امامة باهلى روایت کرده: از على بن ابیطالب (علیه السلام ) شنیدم که مى فرمود: باور نمى‌کنم که کسى اسلام را فهمیده باشد و یا در اسلام متولد شده باشد و سیاهى شب را به صبح سر کند و این آیه (آیه الکرسی) را نخواند، (اللّه لا اله الا هو الحى القیوم … و هو العلى العظیم ). عرض کردم منظور از سیاهى شب چیست ؟ فرمود: یعنى همه شب.

آنگاه فرمود: اگر بدانید که این آیه چیست و یا فرمود اگر بدانید در این آیه چیست در هیچ حالى آن را ترک نخواهید کرد.

برای مشاهده فواید و خواص آیت الکرسی اینجا را کلیک کنید

 

تفسیر آیت الکرسی:

 

*اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ

 

معناى «حى» و گفتار پیرامون معناى حیاط 

«حى»، به معناى کسى است که حیاتى ثابت داشته باشد. چون این کلمه، صفت مشبه است لذا مانند سایر صفات مشبه، دلالت بر دوام و ثبات دارد.

انسان ها از همان روزهاى اولى که به مطالعه حال موجودات پرداختند آنها را دو جور یافتند:

  • موجوداتى که حال و وضع ثابتى دارند مانند سنگها و سایر جمادات
  • موجوداتى که گذشت زمان تغییراتى محسوس در قوا و افعال آنها پدید مى آورد مانند انسان، حیوانات و نباتات

 انسانها این معنا را فهمیدند که در موجودات نوع دوم، علاوه بر «اندام و هیکل محسوس و مادى» چیز دیگرى هست که مربوط به احساسات و ادراکات علمى و کارهائى است که با علم و اراده صورت مى‌گیرد لذا نام همه این موارد را «حیات» و از کار افتادن و بطلانش را «مرگ» نامیدند.

 

در قران کریم ما سه نوع زندگی (حیات) داریم:

  • زندگی در دنیا
  • زندگی در برزخ
  • زندگی در قیامت

خداى سبحان با اینکه زندگى دنیا را زندگى دانسته ، ولى در عین حال در قران کریم، حیات دنیوی را  غیر قابل اعتنا دانسته است.

خداوند در قران کریم در 5 آیه ویژگی‌های حیات دنیوی را بر شمرده است:

1: وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا فِی الْآخِرَةِ إِلَّا مَتَاعٌ (26 -رعد): دنیا در قبال آخرت متاعی (موقت و ناقابل) بیش نیست

متاع به معناى هر چیزى است که خود آن هدف نباشد، بلکه وسیله اى براى رسیدن به هدف باشد.

2: تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا (28- کهف)

خداوند حیات دنیوی را زینت خوانده است. زینت به معناى زیبائى و جمالى است که ضمیمه چیز دیگرى شود تا به خاطر زیبائیش، آن چیز دیگر محبوب و جالب شود؛ در نتیجه آن کسى که به طرف آن چیز جذب شده، چیزى را خواسته که در آن نیست.

3: وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ (32-انعام): زندگی دنیا جز بازی و هوسرانی هیچ نیست

پرودگار حیات دنیا را لهو خوانده و «لهو» عبارت است از کارهاى بیهوده اى که آدمى را از کار واجبش باز بدارد و نیز آن را «لعب» خوانده و لعب عبارت است از عملى که به خاطر یک هدف خیالى و خالى از حقیقت انجام گیرد.

4: وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ(20-حدید): زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست

خداوند زندگی دنیوی را متاع غرور خوانده و متاع غرور به معناى هر فریبنده اى است که آدمى را گول بزند.

 

با توجه به این موارد حیات حقیقی ناظر به زندگی اخروی است.چون ممکن نیست مرگ بر آن عارض شود، بر خلاف حیات دنیا.

از اینجا یک حقیقت روشن مى شود و آن این است که «حیات حقیقى» باید طورى باشد که ذاتا مرگ پذیر نباشد و عارض شدن مرگ بر آن محال باشد و این مساله قابل تصور نیست مگر به اینکه حیات عین ذات حى باشد نه عارض بر ذات او و همچنین از خودش باشد نه اینکه دیگرى به او داده باشد.

 

معناى قیوم

کلمه قیوم  بطورى که علماى صرف گفته اند صفتى است که بر مبالغه دلالت دارد و به معنای قیام بر هر چیز برای «درست کردن و حفظ و تدبیر و تربیت و مراقبت و قدرت بر آن» است.

از سوی دیگر اسم قیوم، جامع تمامى اسماى اضافى خدا است.

در تفسیر المیزان آمده است: منظور ما از اسماى اضافى اسمائى است که به وجهى بر معانى خارج از ذات دلالت مى کند، ما نند اسم خالق ، رازق ، مبدى، معید، محیى، ممیت، غفور، رحیم، ودود و غیر آن؛ چرا که اگر خدا، آفریدگار و روزى رسان و مبداء هستى و باز گرداننده انسانها در معاد و زنده کننده و میراننده و آمرزنده و رحیم و ودود است به این جهت می‌باشد که «قیوم» است.

 

*لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ

معنای سنه و نوم

کلمه «سِنه» به معناى سست شدن بدن جانداران در ابتداى خواب است  و کلمه «نوم» به معناى راکد شدن بدن و خود خواب است؛ چون وقتى جانداران به خواب مى روند عوامل طبیعى که در بدن حیوان پدید مى آید حواس و مشاعر آن را از کار مى اندازد.

اما کلمه رویا معنائى دیگر دارد آن عبارت است از آنچه که یک انسان خواب رفته در عالم خواب مشاهده مى کند (که از ماده رؤ یت به معناى دیدن است ).

 

*لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْض

خداى تعالى نسبت به موجودات هم داراى مِلک (بکسره میم) است ، و هم داراى مُلک (به ضمه میم).

 مِلک نسبت به موجودات به این معنا است که ذات موجودات و اوصاف و آثار آنها که توابع ذات هستند، همه قائم به ذات خدا است و جمله مورد بحث هم همین معنا را افاده مى‌کند. پس این جمله هم بر مالکیت خدا نسبت به ذات موجودات دلالت دارد، و هم بر مالکیتش نسبت به نظام آثار آن .

با توجه به موارد گفته شده سلطنت مطلقه در عالم وجود از آن خداى سبحان است و هیچ تصرفى از کسى و در چیزى دیده نمى شود مگر آنکه تصرف هم مال خدا و از خدا است .

 

*مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ

 

شفاعت عبارت است از واسطه اى در رساندن خیر و یا دفع شر و این خود نوعى تصرف است از شفیع در امر کسى که مورد شفاعت است.

در باب شفاعت باید به این نکته توجه شود شفاعت وقتى با سلطنت الهى و تصرف الهى منافات دارد که منتهى به اذن خدا نگردد و خودش مستقل و بریده از خدا باشد؛ حال آنکه چنین نیست براى اینکه هیچ سببى از اسباب و هیچ علتى از علل نیست مگر آنکه تاثیر آن به وسیله خدا و نحوه تصرفاتش به اذن خدا است پس در حقیقت تاثیر و تصرف خود خدا است.

قاعده شفاعت از سوی شفی

هر سببى از اسباب نیز شفیعى است که نزد خدا براى مسبب خود شفاعت مى‌کنند و دست به دامن صفات فضل وجود و رحمت او مى شوند تا نعمت وجود راگرفته و به مسبب خود برسانند؛ پس نظام سببیت به عینه منطبق با نظام شفاعت است، همچنانکه با نظام دعا و درخواست هم منطبق است.

 

*یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ

این بخش از آیت الکرسی احاطه خدا به ملائکه و انبیاء را بیان مى‌کند تا از انبیاء عملى که او نخواسته سر نزند و ملائکه جز به امر او نازل نشوند و انبیاء جز آنچه را که او خواسته ابلاغ نکنند.

لذا مراد از جمله «ما بین ایدیهم» آن رفتارى است که از ملائکه و انبیاء مشهود و محسوس است و مراد از جمله «و ما خلفهم» چیرهائى است که از انبیا غایب و حوادثى است که پس از ایشان رخ مى‌دهد.

در تفسیر المیزان اشاره شده است که این آیه ناظر به موضوع شفاعت است. “ضمیر جمع در (بین ایدیهم و ما خلفهم )، به شفیعانى بر مى‌گردد که آیه قبلى اشاره به آنان داشت.”

لذا علمِ خدا به پشت و روى امر شفیعان، کنایه‌ای است از نهایت درجه احاطه او به ایشان. پس ایشان نمى‌توانند در ضمنِ شفاعتى که به اذن خدا مى‌کنند، کارى که خدا نخواسته و راضى نیست در ملک او صورت بگیرد، انجام دهند. دیگران هم نمى‌توانند از شفاعت آنان سوءاستفاده نموده، در ملک خداى تعالى مداخله کنند و کارى صورت دهند که خدا آن را مقدر نکرده است.

جمله «یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم» کنایه‌ای است از احاطه خداى تعالى به آنچه که با شفیعان حاضر و نزد ایشان، موجود است و به آنچه از ایشان غایب است و بعد از ایشان رخ مى‌دهد، لذا دنبال جمله مورد بحث اضافه کرد: «و لا یحیطون بشى ء من علمه الا بما شاء»، تا احاطه کامل و تام و تمام خداى تعالى و سلطنت الهیه‌اش را تبیین کند و بفهماند که خداى تعالى محیط به ایشان و به علم ایشان است و ایشان احاطه‌اى به علم خدا ندارند مگر به آن مقدارى که خود او خواسته باشد.

 

*وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء 

این فراز آیت الکرسی معناى تمامیت تدبیر خدا و کمال آن را مى رساند، زیرا یکى از نشانه‌هاى کمال تدبیر، این است که موجود تدبیر شده، خودش نفهمد که تدبیرکننده او چه منظورى از او و از تدبیر او دارد و چه آینده اى برایش در نظر گرفته تا براى خلاصى از آن آینده (اگر ناگوار است ) دست و پا نکند و نقشه مدبر را خنثى نسازد.

خداى سبحان با این جمله این معنا را بیان مى کند که تدبیر عالم، خاص او است براى اینکه تنها او است که به روابط بین موجودات آگاه است زیرا او موجودات و روابط آنها را آفریده است.

اما بقیه اسباب و علل، مخصوصا علل و اسبابى که از صاحبان عقل هستند (هر چند که دخل و تصرفى و علمى دارند و هرچه دارند آن را مورد استفاده قرار مى دهند)، خود مرتبه اى است از شؤون علم الهى و هر چه تصرف دارند، خود شانى است از شؤون تصرفات الهى و نحوه‌اى است از انحاى تدابیر او.

 

وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ

معنای کرسی

کلمه کرسى به معناى «به هم وصل کردن اجزاى ساختمان» است و اگر تخت را کرسى خوانده‌اند به این جهت بوده که اجزاى آن به دست نجار (اگر چوبى باشد) و یا صنعتگر دیگر در هم فشرده و چسبیده شده است و بسیارى از مواقع این کلمه را کنایه از ملک و سلطنت مى‌گیرند و مى گویند فلانى از «کرسى نشینان» است؛ یعنى او منطقه نفوذى و قدرت وسیعى دارد.

 جمله هایی که قبل از این جمله بودند، یعنى جمله «له ما فى السموات و ما فى الارض» این معنا را مى‌رساند که مراد از وسعت کرسى احاطه مقام سلطنت الهى است؛ بنابراین در میان معانى محتملى که مى شود براى کرسى کرد، این معنا متعین مى شود که مراد از آن، مقام ربوبى است. همان مقامى که تمامى موجودات آسمانها و زمین قائم به آن هستند چون مملوک و مدبر (به فتح باء) و معلوم آن مقام هستند.

پس باید گفت: کرسى مرتبه اى از مراتب علم است در نتیجه از معانى محتمل که براى وسعت هست، این معنا معلوم مى شود که این مقام، تمامى آنچه در آسمانها و زمین است، هم ذاتشان و هم آثارشان را حافظ است به همین جهت به دنبال جمله مورد بحث فرمود: (و لا یوده حفظهما).

 

*وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ

کلمه «یؤد» به معناى سنگینى وخسته کنندگى است و چون گفته شود: (العمل الفلانى آد زیدا) معنایش این است که فلان عمل، زید را خسته کرد و به ستوه آورد.

در تفسیر المیزان آمده است: ظاهرا مرجع ضمیر در «یؤده» همان کرسى باشد، هر چند که ممکن است آن را به خود خداى تعالى برگردانید و اگر در دنباله مطالب قبلى فرمود: حفظ آسمانها و زمین ، خدا و یا کرسى را خسته نمى کند، براى این بود که ذیل آیه با صدر آن آیه (که سخن از نفى چرت و خواب داشت ) وصل و متناسب شود، چون آنجا هم مى فرمود: چرت و خواب ندارد، تا او را از قیومیت آسمانها و زمین باز بدارد.

و حاصل آن معنائى که از آیه استفاده مى شود این است که خداى تعالى که هیچ معبودى به جز او نیست ، تمام حیات و زندگى، مال اوست و او قیومیتى مطلق دارد، قیومیتى که هیچ عاملى آن را دستخوش ضعف و سستى نمى سازد، و به همین جهت وقتى مى خواهد این معنا را تعلیل کند با دو نام مقدس (على ) و (عظیم )، تعلیل مى‌کند و مى‌فهماند که خدا به خاطر علو مقامى که دارا است مخلوقات به او نمى رسند تا به وسیله اى در وجود او سستى و در کار او ضعفى پدید آورند.

 

آیت الکرسی برای استوری:

برای نشر معارف الهی در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام  می‌توانید تصاویر ایه الکرسی را استوری کنید. همچنین می‌توانید در واتساپ این اقدام را انجام دهید.

عکس‌های زیر که مربوط تصاویر آیه الکرسی است، می‌تواند به شما برای انجام این کار کمک کند.

 

 

انتهای پیام/

Shares:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *