
بازار؛ گروه صنعت: جنگ خاورمیانه در کمتر از ۱۰ روز نه فقط آسمان منطقه، که معادلات انرژی و صنعت را نیز دگرگون کرده است. افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت گاز در ایران، ضربهای سنگین بر پیکر صنعت فولاد وارد کرده است. صنعتی که پیش از این با قطعیهای مکرر انرژی، محدودیتهای تأمین مالی و بیثباتی مقرراتی دست و پنجه نرم میکرد، حالا با جهش ناگهانی هزینههای انرژی، عملاً ادامه تولید همراه با سودآوری اقتصادی را زیر سوال میبیند.
بخش فولاد ایران، به عنوان نخستین مصرفکننده گاز در میان تمامی صنایع مبتنی بر آهن اسفنجی، با افزایش قابل توجه تعرفههای گاز مواجه شده است. به طور مشخص، قیمت هر مترمکعب گاز برای تولیدکنندگان آهن اسفنجی ۱۰۰ درصد افزایش یافته است که جهشی بیسابقه در مقیاس ماهانه است. بالاترین تعرفهها معمولاً متوجه تولیدکنندگان کوچک است و هرچند برخی بخشهای زنجیره تولید نرخهای اندکی پایینتر دارند، تقریباً همه بخشها با جهش مشابهی در هزینهها مواجه شدهاند.
این افزایش شدید قیمت گاز، یکی از جدیترین فشارهای هزینهای سالهای اخیر را ایجاد کرده و حتی توجیه اقتصادی فعالیت برخی واحدها را با خطر مواجه ساخته است. در حالی که قیمت فولاد همچنان تحت کنترلهای تنظیمی قرار دارد، کارخانهها نمیتوانند افزایش هزینهها را بهطور کامل در قیمت فروش خود منعکس کنند. این تناقض سیاستی، فعالان صنعت را به شدت نگران کرده است.
سود فولاد ۱۰ درصد کاهش یافته است
طبق گفته بهرام سبحانی، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، سود اغلب شرکتهای فولادی نسبت به سال گذشته دستکم ۱۰ درصد کاهش یافته است. این کاهش سودآوری ناشی از مجموعهای از عوامل است؛ افت تولید به دلیل قطعیهای انرژی، توقفهای مکرر کارخانهها، تورم فزاینده و افزایش هزینههای حملونقل. تولیدکنندگان پیش از این نیز با چالشهایی مانند قطعیهای انرژی، محدودیتهای تأمین مالی و بیثباتی مقرراتی مواجه بودهاند. محدودیتهای گاز در زمستان و قطعی برق در تابستان، هر سال چرخ تولید را با اختلال مواجه میکرده است. اما جهش ناگهانی هزینههای انرژی در شرایط جنگ، این چالشها را به نقطه بحران رسانده است.
بر اساس آمارها، ایران در ژانویه ۲۰۲۶ حدود ۲.۶ میلیون تن فولاد خام تولید کرده که رشد ۱۵.۱ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل را نشان میدهد
ادامه این وضعیت نهتنها پروژههای سرمایهگذاری جدید را متوقف خواهد کرد، بلکه میتواند در نهایت به تعطیلی تدریجی ظرفیتهای تولیدی موجود نیز منجر شود. این هشدار در حالی مطرح میشود که صنعت فولاد ایران در سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است. بر اساس آمارها، ایران در ژانویه ۲۰۲۶ حدود ۲.۶ میلیون تن فولاد خام تولید کرده که رشد ۱۵.۱ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل را نشان میدهد. اما این رشد، اگر بحران انرژی ادامه یابد، به سرعت معکوس خواهد شد.
جنگ خاورمیانه نه فقط از طریق افزایش قیمت گاز، که از طریق اختلال در زنجیره تأمین و صادرات نیز بر صنعت فولاد فشار وارد کرده است. ایران که یکی از تأمینکنندگان مهم شمش فولادی در منطقه است، با بسته شدن بنادر جنوبی و توقف صادرات مواجه شده است. بندرعباس که مرکز اصلی صادرات محصولات فولادی ایران است، در روزهای ابتدایی جنگ با اختلال مواجه شد و بارگیری محمولهها متوقف گردید. این در حالی است که ایران در ده ماهه نخست سال ۱۴۰۴، ۱۰.۳۲ میلیون تن فولاد صادر کرده بود. به طور قطع بسته شدن تنگه هرمز نه فقط بر صادرات، که بر بازار سنگآهن نیز تأثیر مستقیم خواهد داشت. ایران حدود ۳ درصد از تولید جهانی سنگآهن و ۱.۵ درصد از عرضه دریا بُرد آن را به خود اختصاص داده است.
صنعت فولاد ایران امروز در تلهای دوگانه
صنعت فولاد ایران امروز در تلهای دوگانه گرفتار شده است. از یک سو، افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت گاز هزینه تولید را به شدت افزایش داده و سودآوری را کاهش داده است. از سوی دیگر، جنگ خاورمیانه و بسته شدن بنادر، امکان صادرات و کسب درآمد ارزی را با اختلال مواجه کرده است. اگرچه آمارها نشان میدهد که شمش صادراتی ایران در ماههای اخیر در سطح ۳۹۵ تا ۴۰۵ دلار در هر تن معامله میشده است، اما این قیمتها در شرایط بحران فعلی، دیگر معنایی ندارند. بازارهای صادراتی عملاً تعطیل شدهاند و هزینههای تولید، مرزهای سودآوری را در هم شکسته است. در نهایت، آنچه از این بحران باقی میماند، کارخانههایی هستند که برای بقا میجنگند، کارگرانی که نگران آینده شغلی خود هستند، و صنعتی که روزگاری به عنوان یکی از پیشرانهای اقتصاد ایران شناخته میشد و حالا در محاصره بحرانهای انرژی و سیاسی دست و پا میزند.
بخش فولاد ایران، به عنوان نخستین مصرفکننده گاز در میان تمامی صنایع مبتنی بر آهن اسفنجی، با افزایش قابل توجه تعرفههای گاز مواجه شده است. به طور مشخص، قیمت هر مترمکعب گاز برای تولیدکنندگان آهن اسفنجی ۱۰۰ درصد افزایش یافته است؛ جهشی بیسابقه در مقیاس ماهانه. بالاترین تعرفهها معمولاً متوجه تولیدکنندگان DRI است و هرچند برخی بخشهای زنجیره تولید نرخهای اندکی پایینتر دارند، تقریباً همه بخشها با جهش مشابهی در هزینهها مواجه شدهاند. این افزایش شدید قیمت گاز، یکی از جدیترین فشارهای هزینهای سالهای اخیر را ایجاد کرده و حتی توجیه اقتصادی فعالیت برخی واحدها را با خطر مواجه ساخته است. در حالی که قیمت فولاد همچنان تحت کنترلهای تنظیمی قرار دارد، کارخانهها نمیتوانند افزایش هزینهها را بهطور کامل در قیمت فروش خود منعکس کنند. این تناقض سیاستی، فعالان صنعت را به شدت نگران کرده است.
کاهش سودآوری ناشی از افت تولید به دلیل قطعیهای انرژی، توقفهای مکرر کارخانهها، تورم فزاینده و افزایش هزینههای حملونقل است. تولیدکنندگان پیش از این نیز با چالشهایی مانند قطعیهای انرژی، محدودیتهای تأمین مالی و بیثباتی مقرراتی مواجه بودهاند. محدودیتهای گاز در زمستان و قطعی برق در تابستان، هر سال چرخ تولید را با اختلال مواجه میکرده است. اما جهش ناگهانی هزینههای انرژی در شرایط جنگ، این چالشها را به نقطه بحران رسانده است.
افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت گاز هزینه تولید را به شدت افزایش داده و سودآوری را کاهش داده است. از سوی دیگر، جنگ خاورمیانه و بسته شدن بنادر، امکان صادرات و کسب درآمد ارزی را با اختلال مواجه کرده است
ادامه این وضعیت نهتنها پروژههای سرمایهگذاری جدید را متوقف خواهد کرد، بلکه میتواند در نهایت به تعطیلی تدریجی ظرفیتهای تولیدی موجود نیز منجر شود. این هشدار در حالی مطرح میشود که صنعت فولاد ایران در سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است. بر اساس آمارها، ایران در ژانویه ۲۰۲۶ حدود ۲.۶ میلیون تن فولاد خام تولید کرده که رشد ۱۵.۱ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل را نشان میدهد. اما این رشد، اگر بحران انرژی ادامه یابد، به سرعت معکوس خواهد شد.
جنگ خاورمیانه نه فقط از طریق افزایش قیمت گاز، که از طریق اختلال در زنجیره تأمین و صادرات نیز بر صنعت فولاد فشار میآورد. ایران که یکی از تأمینکنندگان مهم شمش فولادی در منطقه است، با بسته شدن بنادر جنوبی و توقف صادرات مواجه شده است. ایران در ده ماهه نخست سال ۱۴۰۴، حدود ۱۰.۳۲ میلیون تن فولاد صادر کرده بود.
صنعت فولاد ایران امروز در تلهای دوگانه گرفتار شده است. از یک سو، قیمت گاز هزینه تولید را به شدت افزایش داده و سودآوری را کاهش داده است. از سوی دیگر، جنگ خاورمیانه و بسته شدن بنادر، امکان صادرات و کسب درآمد ارزی را با اختلال مواجه کرده است. اگرچه آمارها نشان میدهد که شمش صادراتی ایران در ماههای اخیر در سطح ۳۹۵ تا ۴۰۵ دلار در هر تن معامله میشده است، اما این قیمتها در شرایط بحران فعلی، دیگر معنایی ندارند. بازارهای صادراتی عملاً تعطیل شدهاند و هزینههای تولید، مرزهای سودآوری را در هم شکسته است. در نهایت، آنچه از این بحران باقی میماند، کارخانههایی هستند که برای بقا میجنگند، کارگرانی که نگران آینده شغلی خود هستند، و صنعتی که روزگاری به عنوان یکی از پیشرانهای اقتصاد ایران شناخته میشد و حالا در محاصره بحرانهای انرژی و سیاسی دست و پا میزند.






